توصیه شماره ۴ مجتهد شبستری به علاقمندان فهم «مقالات قرائت نبوی از جهان»*

به تفکیک مفهوم‌های چهارگانه زیر از یکدیگر توجه فرمائید:

فهمیدن، معتقد شدن، ایمان آوردن و یا تجربه دینی  چهار موضوع کاملاً متفاوت اند. اگر کسی بگوید به فلان امر معتقد شده ام یا ایمان آورده ام و یا تجربه دینی داشته ام، از او دلیل و یا علت اعتقاد یا ایمانش را و یا اعتبار تجربه اش را می‌پرسند، اما اگر کسی بگوید فهمیده‌ام که فلان شخص در فلان سخن مرا مخاطب قرار داده و با من سخن گفته از او می‌پرسند این مخاطب بودن را چگونه فهمیده‌ای و او باید بتواند به صورت بین الاذهانی نشان دهد که چگونه آن را فهمیده است نه اینکه دلیل و علت بیاورد که چرا معتقد است که مخاطب واقع شده یا چرا ایمان آورده که مخاطب واقع شده و یا چگونه تجربه کرده که مخاطب واقع شده است. «فهمیدن چیست و چگونه اتفاق می‌افتد» یک مسأله فلسفی و عقلی است و نمی‌توان اعتقاد، ایمان و یا تجربه دینی را به جای آن گذاشت.

دو اشتباه فاحش که در نقدهای پاره‌‌ای از ناقدان محترم از مقالات قرائت نبوی از جهان دیده می‌شود این است که اولا به جای اینکه چگونگی‌های فهمیدن بین الاذهانی خود از متن قرآن را نشان دهند همواره از قدرت نامحدود خداوند بر ایجاد هر گونه متن یا هر گونه اِفهام سخن می‌گویند و ثانیا آگاهانه یا ناآگاه اعتقاد و ایمان و گاهی تجربه دینی را جای فهمیدن می‌گذارند و از اظهار نظر دربارۀ مسأله فهمیدن که یک مسأله فلسفی است خودداری می‌کنند. اینها همه ناشی از این است که تاکنون بحث های فلسفی دربارۀ حقیقت فهمیدن متون و چگونگی تحقق آن (هرمنوتیک جدید) و نیز بحث های فلسفی دربارۀ حقیقت زبان انسانی در حوزه های علمی دینی و نزد ناقدان جائی نداشته است. اگر آنان بخواهند بادیگران وارد مباحثات علمی جدی شوند، ضروری است قبلا نظرات فلسفی خود را دربارۀ موضوع فهمیدن متون و محدودۀ آن و حقیقت زبان انسانی صریحا بیان کنند. بدون این اعلام صریح که زمینۀ علمی مباحثات را فراهم می‌آورد هر گونه پرسش و پاسخ و گفتگوی مفید در آن قبیل مباحث که اینجانب آنها را در مقالات قرائت نبوی از جهان دنبال کرده، امکان ناپذیر است.

_______________________

* نقل از مقالۀ آن فهم که ممتنع است، مندرج در همین وبسایت