توصیه شماره ۶ مجتهد شبستری به علاقمندان فهم «مقالات قرائت نبوی از جهان»

به نکات زیر توجه بفرمائید:

۱- در مقالات قرائت نبوی از جهان، تعبیر «غیر قابل فهم بودن» به معنای «غیر قابل تفسیر بودن» است. هر کجا سخن از غیر قابل فهم شدن قرآن رفته منظور غیر قابل تفسیر شدن آن است.

۲- منظور از تعبیر «زبان انسانی» در آن مقالات «اظهارات و بیانات زبانی» (Sprachliche äußerung    ) است و نه زبان فارسی یا عربی یا انگلیسی و مانند آنها به مثابه یک نظام زبانی. اگر در آن مقالات گفته ام قرآن یک متن به زبان انسانی است منظورم این بوده که قرآن مجموعه ای از اظهارات زبانی و بیانی است نه اینکه مثلا قرآن به زبان عربی است.

۳- استناد به فلسفه زبانهای معاصر در آن مقالات بیش از هرچیز برای مفهوم ساختن این موضوع بوده که اولا ویژگی‌ها و مقتضیات «اظهارات زبانی و بیانی» چیست و ثانیاً با چه مدل‌هایی می‌توان آنها را تفسیر کرد.

۴- تفسیر «اظهارات زبانی و بیانی» یک کوشش است که بدون تعیین هدف تفسیر ـ پیش از تفسیر ـ ممکن نیست. تفسیر کننده باید پیشتر مشخص کند فلان مجموعه از اظهارات زبانی و بیانی را که به صورت یک متن مکتوب یا شفاهی آن را می‌بیند یا می‌شنود برای رسیدن به چه هدفی تفسیر می‌کند؟ مثلاً آیا هدف‌های شناختی دارد یا هدف‌هایی دیگر؟

۵- فهم‌هایی که از طریق تفسیر اظهارات زبانی و بیانی به دست می‌آیند، سنخ‌های متفاوت دارند. بسته به اینکه چه هدفی برای تفسیر معین می‌شود یک فهم متناسب با همان هدف عاید مفسر می‌شود و نه چیزی غیر از آن.

۶- تفسیر کننده قرآن به مثابۀ مجموعه‌ای از «اظهارات و بیانات زبانی»، وقتی قادر به تفسیر و به دست آوردن فهم می‌شود که پیشتر هدف خود را از تفسیر قرآن مشخص و معین کرده باشد.

ادامه دارد …