ضمیمه هفتم

محمد مجتهد شبستری 

هدفم از نوشتن این ضمیمه (هفتم) برای مقالۀ پانزدهم از مقالات قرائت نبوی از جهان این است که محدودۀ مدعایم در باب روایت بودن قرآن را با صراحت بیشتر بار دیگر تعیین کنم، باشد که این ضمیمه نیز مانند ضمائم ششگانۀ پیشین پاره‌ای از ابهام‌های اساسی آن مقالات را برطرف سازد.

دو موضوع را باید از یکدیگر کاملاً تفکیک کرد: الف) آن مقالات چه می گوید؟ و ب) آن مقالات چه نمی‌گوید؟

الف) آنچه آن مقالات می‌گوید این است که محتوای اصلی مجموعه‌ای که به نام قرآن کریم در عصر حاضر در دسترس مسلمانان است، محتوایی تفسیری، فهمی، روایی است (Narrative verstehen) و نه محتوایی هستی شناسانه و اِخبار از چگونگی‌های جهان هستی.

ب) آنچه آن مقالات دربارۀ آن سخن نمی‌گوید این‌ها هستند: ۱- تعیین محدودۀ هر متن از متن‌های بزرگ یا کوچک روایت‌های قرآنی. ۲- کدام متن روایی مخاطب یا مخاطبان دارد و کدام یک از آنها مخاطب ندارد. ۳- زمینه‌های اجتماعی و تاریخی هر کدام از متن‌های روایی قرآن چیست و مخاطب یا مخاطبان آنها چه کسانی بوده‌اند و آنها ناظر به چه موضوعاتی از موضوعات موجود در فرهنگ حجاز و یا چه پرسش‌هایی هستند. ۴- راوی قرآن به هنگام تکلم به این متن‌ها کدامین حالات و تجربه‌ها پیدا می‌کرده است و چه آثاری از او ظاهر می‌شده است و مانند اینها.

اینها نمونه‌هایی از موضوعاتی است که آن مقالات دربارۀ آنها ساکت است. موضوعات متعدد دیگر نیز وجود دارد که مانند همین چهار موضوع بسیار مهم هستند ولی آن مقالات دربارۀ آنها چیزی نگفته است.