دسته بندی های ارشیو: گزیده‌های از کتاب‌ها

فقه سیاسی بستر عقلایی خود را از دست داده است (۲)*

۹ – تقریرات گذشته این نظریه را قوّت می‌بخشد که غالب نصوص باب سیاسات در کتاب و سنت ناظر به پرسش‌هایی نیست که ما در عصر حاضر در باب حقوق جزا یا حکومت و مانند آن داریم و به این جهت دلالت آن‌ها به احکام ناظر به عصر حاضر منتفی است. مسئلۀ ما این نیست که آنها هنوز هم برای این عصر امر […]

ادامه مطلب

دموکراسی و دین‌داری*

آزادی سیاسی و دموکراسی برای ملت ایران دو مقولۀ بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است و اگر ملت ما در فهم و تحلیل آن‌ها دچار خطا گردد گرفتار سردرگمی‌ها و رنج‌های فراوان خواهد شد. در یک سال اخیر که بحث‌های جدی در باب این دو مقوله مطرح می‌شود خطاهای بزرگی نیز در فهم آنها رخ می‌نماید. عده‌ای آزادی سیاسی را که معنای درست آن […]

ادامه مطلب

فقه سیاسی بستر عقلایی خود را از دست داده است (۱)*

… چنین به‌نظر می رسد که در این باب [سیاسات] بستر عقلایی حرکت فقهی در موارد عمده‌ای مخدوش شده است و اغلب فتاوا و نظریات فقهی باب سیاسات در عصر حاضر توجیه عقلایی ندارد و موّجب تفویت مصالح شرعی و عقلایی مسلمانان می‌شود. شرح این قضیه به اجمال چنین است: بخش عظیمی از فتاوا و نظریات فقهی باب سیاسات مربوط […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۶*

۱۱ – از تأکید مجدّد بر این نکتۀ اساسی نباید غفلت کنیم که مدارا به‌معنای بی‌تفاوتی اخلاقی و دست کشیدن از ارزش‌ها و یا شکاکیت در برابر حقیقت‌هایی که هر شخص به‌صورت نسبی به آن می‌رسد نیست. در مدارا این مضمون وجود دارد که شخص مداراگر آن عقیده و عمل دیگران را که صحیح نمی‌داند و نمی‌پسندد تحمل می‌کند چون […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۵*

۹ – درباب مدارا و تحمل یک پرسش اساسی دیگر این است که آیا مدارا و تحمل با جامعۀ دینی سازگاری دارد؟ پاسخ این سؤال بسته به این است که مشخص کنیم منظورمان از جامعۀ دینی چیست. هم ادیان با یکدیگر متفاوتند و هم جوامع دینی. اگربخواهیم سؤال فوق را در ارتباط با یک جامعۀ دینی مانند جامعۀ خودمان پاسخ دهیم، باید بگویم اگر سنت دینی […]

ادامه مطلب

دوگانگی نظام زندگی انسان در جهان معاصر*

بار دیگر روی این نکته تأکید می‌کنم که پذیرفتن حقوق بشر به‌مثابۀ اساس نظام اجتماعی هرگز به‌معنای محدود ساختن تعریف انسان در حقوق بشر نیست. عالمان دین می‌توانند انسان‌شناسی دینی خود را هر چه روشمندانه‌تر گسترش دهند، و در ارتباط انسان با مبدأ و معادش صدها نکتۀ دقیق بگویند، اسرار طریقت و حقیقت را تا آنجا که مجاز است توضیح دهند و سلسلۀ سلوک […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۴*

۷ – تحمل دیگران در حقوق سیاسی واجتماعی، امروز نیاز مبرم جامعۀ ماست و هر مسأله‌ای که توجه به آن ضرورت اجتماعی پیدا کند، در صدر مسائل اجتماعی قرار می‌گیرد و اهمیت پیدا می‌کند. درجامعۀ ما گروه‌های مختلف با تفکرات دینی و سیاسی متفاوت و با آرا و عقاید و منافع سیاسی متفاوت وجود یافته‌اند. جامعۀ ما به‌معنای واقعی یک جامعۀ پلورال است. در چنین وضعی […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۳*

۵ – همچنین مدارا و تحمل سیاسی-اجتماعی در جامعه‌ای می‌تواند وجود داشته باشد که در آن نقد عقاید دینی و غیر دینی اکثریت، بدون تقبیح و بدون زیر فشار قرار دادن کسانی که این عقاید را نقد می‌کنند مجاز باشد. این مطلب، خصوصاً در جامعۀ ما که دین کاربرد و نقش ویژه‌ای در آن دارد، بسیار مهم است. اگر بخواهیم در جامعۀ خودمان از […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۲*

۳٫ مدارا و تحمل گاهی شکلی است و گاهی محتوایی. اینها وقتی شکلی می‌شود که آن پیش‌فرض فلسفی که بیان کردم وجود نداشته باشد. اگر شخصی یا جماعتی معتقد باشند تمام حقیقت‌ها در دست آنهاست و دیگران را باطل بدانند اما بگویند از باب اضطرار و ناچاری دیگران را تحمل می‌کنیم، این مدارای شکلی است. اقسام این مداراها‌ی شکلی را در کشورهای متفاوت داریم. […]

ادامه مطلب

مدارا – تحمل – بخش ۱*

۱- بهترین ترجمه برای «تولرانس»** واژه‌هایی چون «تحمل و مدارا» است. ریشۀ کلمۀ تولرانس در اصل به‌معنای تحمل است. وقتی می‌گوییم دیگران را باید تحمل کرد، این معنی  فهمیده می‌شود که انسان‌ها را آن‌طور که هستند باید پذیرفت، و آنها حق دارند آن‌طورکه هستند باشند. تساهل ترجمۀ مناسبی برای تولرانس نیست. تساهل به‌معنای رها کردن دیگران به حال خودشان و جدی نگرفتن عقاید و اعمال آنها و […]

ادامه مطلب